تضمین غزل ساغر مینایی یغما جندقی
خاموش ترین آهشاعر : سید علی اصغر موسویخاموش ترین آهم، آیینه ی گویاییپیوسته مرا خورده، زنگار شکیباییآه از اثر زخمت، ای زخمه ی تنهایی« شد فاش در آفاقم، آوازه ی شیداییمعروف جهان گشتم، از دولت رسوایی »گفتم که نمی دانی، اینجا همه بی دردنداز قافله ی اشکم، دیشب خبر آوردندوقتی که تبسم را، در سفره نگستردند؟!« خیز ای دل دیوانه، کز بهر تو می گردندویرانه به ویرانه، طفلان تماشایی »خواهم که از این وادی، پیوسته برون، گریمدر یاد جدایی ها، از فرط جنون، گریمپرسیدی و می گویم: باید که فزون گریم!« وقت است که خون گردد، بیم است که خون گریمدل از ستم تن ها، من از غم تنهایی »در حفظ غرور خود، حاشا، که نمی کوشم؟!با هر چه غم غربت، می سازم و می جوشمچشم از لب گلگونت، هر ثانیه می پوشم« تا چند به دورانت، می، خواهم و خون نوشمجام طربت خون باد، ای ساغر مینایی »تا فصل نگاهت شد، گشتم ز جنون سرمستتا روز امید آمد، دل هم به رُخت،...
ادامه مطلب